آیا بیماری مرگ مغزی و کما به معنای از کار افتادن کامل مغز است؟

دوستان ارجمند سلام

مغز را میتوان پیچیده ترین عضو بدن انسان و فرمانده بدن نامید. گاهی کمترین آسیب به این عضو مهم، پیامدهای غیر قابل جبرانی را در پی دارد. مرگ مغزی و کما دو نمونه از همین پیامدها هستند که غالبا مردم آنها را به درستی نمی شناسند و با سوالاتی از این قبیل مواجه میشوند. کدام یک مرگ مطلق به شمار می آید؟ آیا وجود تنفس نشانه ای از حیات است؟ آسیب کدام بخش از مغز غیر قابل جبران است؟ آیا واکنش مردمک چشم نسبت به نور امید بخش است؟
در این مطلب برای آشنایی شما گزیده ای از دو بیماری مرگ مغزی و کما را بیان کرده ایم.

مرگ مغزی
اگر به خاطر بیماری عزیزی به بیمارستان مراجعه کنید، تنها نامی که بعد از شنیدن آن برای همیشه از دیدار دوباره او نا اُمید خواهید شد، مرگ مغزی است.
این بیماری چیست و چه ویژگیهایی دارد؟
تاریخچه مرگ مغزی:
در سال ۱۹۵۰ میلادی پزشکان رشته اعصاب اروپا برای اولین بار به نوعی کما اشاره کردند که مغز به صورت غیر قابل برگشتی دچار آسیب شد، اما عملکرد قلب و ریه به کمک دستگاه تا مدتی ادامه داشت. این نوع کما را ” کمای غیر قابل بازگشت ” نامگذاری کردند. هرچند پزشکان معیارهایی برای تشخیص مرگ مغزی وضع کردند اما جامعترین تعریف درباره ی معیارهای تشخیص در ۱۹۸۱ ارائه شد.

دو نیم کره مغز
همانطور که میدانید مغز از ۲ بخش: قشر و ساقه تشکیل شده است. قشر که خود شامل دو نیم کره چپ و راست است، انجام فعالیتهایی چون: محاسبات، عواطف و احساسات، دیدن، شنیدن، صحبت کردن، فکر کردن و …را بر عهده دارد. ساقه نیز شامل مغز میانی, پل و بصل النخاع است و دستورات و پیامهایی که از قشر مغز برای هدایت و کنترل بدن صادر میشود را به سراسر بدن ارسال میکند.
اکنون اگر به هر دلیلی ساقه مغز تخریب شود، نتیجه آن مرگ مغزی است که در علم پزشکی یک مرگ مطلق به حساب می آید.

مراحلی که باعث وقوع مرگ مغزی می شود چیست؟ و در ادامه، بدن دچار چه تغییراتی می شود؟

زمانیکه مغز به خاطر یک آسیب شدید، دچار تورم بافتی می شود، چون در یک فضای بسته محکم همچون استخوان جمجمه جای دارد و نمی تواند حجمش زیاد شود، در نتیجه فشار را به قسمتهای پایین تر مغز اعمال میکند و ساقه مغز تخریب می شود. در ادامه دو عمل مهم خون رسانی و اکسیژن رسانی کامل متوقف میشوند و در نهایت مغز کارکرد خود را برای همیشه از دست میدهد و میمیرد.
چیزی که باعث می شود اکثراً مرگ مغزی را برگشت پذیر تلقی کنند، وجود ضربان قلب است. ذکر این نکته الزامی است که قلب دارای یک باتری اتوماتیک است و حتی اگر سر قطع شود یا قلب از بدن خارج شود برای چند دقیقه و در صورت وجود اکسیژن تا چند روز میتواند به حیات خود ادامه دهد. در مرگ مغزی اکسیژن مورد نیاز از طریق دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور) تامین می شود. اعضایی هم چون کبد، کلیه، شش و … نیز به کمک دستگاه میتوانند به فعالیت های حیاتی خود ادامه دهند.این ادامه حیات تنها تا ۱۴ روز دوام دارد چون اعضا به تدریج در اثر سمی که مغز تولید میکند، فاسد میشوند.

شناخت عواملی که نتیجه آن مرگ مغزی میباشد به نوعی پیشگیری از این بیماری است.
سوانح رانندگی، سقوط از ارتفاع، ضربه مغزی، خونریزی مغزی ناشی از پارگی عروق مغز، تومور مغزی، ایست قلبی، سکته مغزی، مسمومیت‌های شدید و غرق شدن در آب و خفگی در اثر حلق آویز شدن، زمینه ساز بیماری بی بازگشت مغزی است.
اساس معیار تشخیص مرگ مغزی در اکثر کشورها، بررسی نشانه های بالینی است که نبود کامل فعالیت های مغز را تایید کند.
برای هر بیمار مشکوک به مرگ مغزی، یک تیم متشکل از دو پزشک متخصص نورولوژی و یا یک متخصص نورولوژی و یک متخصص جراحی مغز و اعصاب، یک پزشک متخصص بیهوشی و پزشک نماینده سازمان پزشکی قانونی کشور بیمار را برای مدتی تحت نظر میگیرند (مدت نظارت) حال اگر معیارهای بالینی بیمار ثابت بماند، تشخیص اولیه مرگ مغزی داده می شود.
معیارهای مورد نظر عبارتند از:
نابودی تمام عملکردهای مغز مانند عدم پاسخ به تحریکات دردناک، از بین رفتن حرکات غیر ارادی اندامها، از بین رفتن رفلکس های ساقه مغزی (گشادی مردمک و ثابت ماندن قطر آن، عدم واکنش به نور)، از بین رفتن فعالیتهای تنفسی، ناتوانی در برقراری ارتباط با اطرافیان (از طریق صحبت کردن و دیدن)
اطمینان حاصل کردن از اینکه عملکرد مغز غیر قابل بازگشت است؛ یعنی بیمار به خاطر مصرف دارو و الکل، کاهش فشار خون یا کاهش دمای بدن، مسمویت با داروهای آرام بخش، هیپوترمی (دمای کمتر از ۳۲ درجه) و شوک به کما نرفته باشد.
بیمار با توجه به شرایطی که دارد، مدت زمان معینی تحت نظر قرار میگیرد و علائم باید ثابت بماند.
بیماری که با علت مشخصی به کما رفته (مثل خونریزی مغزی و یا ضربه مغزی) ۴۴ ساعت، اگر علت نامعلوم باشد ۷۲ ساعت و کودکان یک هفته تحت مراقبت قرار می گیرند.
بعد از بررسی معیارها، برای تایید نهایی مرگ مغزی یکسری آزمایشات انجام می شود.
معاینات نورولوژیک مثل نوار مغزی (الکترو انسفالوگرام) برای تایید عدم فعالیت مغز، اولین آزمایش است. به این صورت که اگر در نوار مغزی که در دو نوبت ۲۰ دقیقه ای با فاصله ۶ ساعت از بیمار گرفته میشود، خط آن صاف باشد، حاکی از مرگ مغزی است.
برای بررسی فعالیت های تنفسی از تست آپنه بهره می برند.
از دیگر آزمایشات، اندازه گیری جریان خون در مغز است، هدف از این آزمایش، اطمینان از قطع خون رسانی به مغز می باشد. و از تکنیک های پیشرفته ی تصویربرداری مغز مثل اسکن کامپیوتری مغز ، ایزوتوپ اسکن و همچنین آنژیوگرافی عروق مغز استفاده می کنند.
البته تایید مرگ مغزی برای کودکان، مبتلایان به بیماری‌هایی مانند کم‌کاری شدید تیروئید و حتی سرمازدگی شدید ( که فعالیتهای ساقه مغز را متوقف می کند) و افرادی که داروهای آرام بخش قوی و بیهوش‌کننده مصرف میکنند، بر حسب معیارهای دیگری سنجیده می شود.
بعد از اعلام مرگ مغزی هر چند شرایط برای بستگان نزدیک بیمار سخت می شود، اما کادر بیمارستان به خاطر آگاهی با شرایط بیمار مرگ مغزی که حتی با مجهزترین امکانات بیش از ۴ تا ۵ روز بیشتر دوام نمی آورد و اینکه آنها میتوانند جان ۱ تا ۸ بیمار را نجات دهند ( اعضای قابل پیوند: قلب، ریه‌ها، کبد، کلیه‌ها، پانکراس و روده کوچک) پیشنهاد پیوند اعضا را به خانواده بیمار میدهند.
کارت اهدای عضوهرچند بعضی از افراد کارت اهدای عضو دارند، اما برای اهدای عضو رضایت وراث قانونی و اولیا دم شرط است. علت مخالفت بعضی خانواده ها برای اهدای عضو این است که فکر میکنند بدن عزیزشان کاملا شکافته میشود. اما این تصوری غلط است چون با یک شکاف کوچک از زیر جناق تا محدوده ناف اعضا مورد نظر خارج میشوند.

حتی ادله دینی که برخی افراد برای مخالفت با اهدای عضو بیان می کنند کاملا اشتباه است، زیرا طبق نظر تمامی مراجع تقلید، اهدای عضو و استفاده از اعضای دیگران برای عمل پیوند جایز است.
البته از مردم سخاوتمند ایران هر چند از نظر روحی در شرایط خوبی نباشند، انتظاری جز بخشش و بزرگی نمی توان داشت.

کما
واژه کما به معنی خواب عمیق می باشد و یک بیماری به حساب نمی آید بلکه علامتی از بیماری یا عکس العمل بدن در برابر یک حادثه است ( مثلا زمانیکه به خاطر ضربه محکم به سر، شخص دچار شوک عصبی و کما می شود). در کما فرد به سبب آسیب دیدن مغز ( آسیب می تواند دائمی، موقتی یا برگشت پذیر باشد) هوشیاری خود را از دست میدهد. در این حالت سلولهای مغزی تخریب نمیشوند و هنوز قسمتهایی از مغز فعال است، اما به خاطر اینکه در خونرسانی و اکسیژن رسانی به مغز اختلالی رخ داده، هیچ واکنشی به اطراف ندارد و با دردناک‌ترین محرک‌های فیزیکی هم به هوش نمی آید.
احتمال برگشت به زندگی، برای فردی که به کما رفته در صورتیکه مغز زنده باشد، وجود دارد. البته گروهی از این بیماران وارد مرحله ای به نام زندگی نباتی می شوند و دسته ای از آنان نیز متاسفانه با مرگ مغزی مواجه میشوند.

از نشانه های کما میتوان به عدم توانایی هوشیار شدن در برابر محرکها ، بسته بودن چشمها، نبود چرخه خواب و بیداری، نداشتن حرکت هدفمند و تنفس غیر ارادی، فلج اندام و تشنج و ……. اشاره کرد.
راههای تشخیص کما
یکی از راههای تشخیص در تمام بیماری ها جمع آوری علائم بیماری می باشد، اما چون فردی که به کما میرود قادر به حرف زدن نیست، پزشکان به اطلاعاتی که، همراه بیمار می دهد اعتماد می کنند و با بررسی سر بیمار به دنبال نشانه هایی هستند که حاکی از ضربه به سر باشد. در ادامه سطح هوشیاری فرد، تنفس و ضربان قلب را مورد بررسی قرار می دهند.
در مرحله بعد برای بررسی مواردی چون: میزان گلوکز، شمارش سلولهای خونی (CBC)، عملکرد کبد، مصرف بیش از حد دارو و مسومیت با دی اکسید کربن از بیمار نمونه خون گرفته می شود.
برای اطمینان از وجود نشانه های عفونت در سیستم عصبی، مایع مغزی – نخاعی را آزمایش می کنند.
انواع تصویر برداری از مغز، آخرین گام در تشخیص و تعیین محل دقیق صدمات مغزی می باشد که شامل:
MRI که برای شناسایی بافت های مغزی آسیب دیده و بررسی ساقه مغز و ساختارهای عمقی مغز به کار میرود.

تصویر برداری از مغز
سی تی اسکن برای تشخیص و تعیین علت بروز کما استفاده میشود و با ایجاد تصاویر دقیق مغزی به وجود تومور یا خونریزی میتوان پی برد.
نوار مغزی (EEG) فعالیت های الکتریکی مغز را میسنجد و فرضیه ” حملات صرع موجب بروز کما شده” را اثبات یا رد میکند.

وقتی فردی به کما می رود، مهمترین نگرانی و اولین سوالی که مطرح میشود این است ” آیا از کما خارج می شود؟” برای پاسخ به این سوال مشخص شدن علت کما ضروری است.
علتهای بروز کما به دو دسته ارگانیک ( دلایلی که بر بافت و ساختمان مغز اثر گذاشته و از انواع بدخیم به حساب می آید) و غیر ارگانیک ( زمان بازگشت کوتاهتری دارند) تقسیم میشوند و با توجه به علت، نوع درمان نیز تفاوت دارد. ابتدا عواملی که باعث بروز این حالت میشود را نام میبریم و در ادامه برخی از اقدامات درمانی مربوطه را شرح میدهیم.
ضربه به سر یا تروما که اولین و شایعترین عامل می باشد که بیشتر ناشی از سوانح رانندگی یا درگیری و رفتارهای خشونت آمیز است. بعد از ضربه به سر، یکی از این دو حالت رخ میدهد (خونریزی مغز یا متورم شدن مغز) و به خاطر اینکه عوامل دیگری هم باعث بروز این حالتها میشوند آنها نیز از عوامل کما به حساب می آیند.
مثلا فشار خون بالا، آنوریسم مغزی و تومورها مسبب خونریزی، فقدان اکسیژن و هورمونها باعث ورم مغز میشوند.
نوسان میزان قند خون در افراد دیابتی، ممکن است کما را در پی داشته باشد. اغلب بیمار بعد از اصلاح سطح قند خون به حالت طبیعی باز میگردد.
هیپوکسی یا کمبود اکسیژن که به خاطر ایست قلبی و تنفسی یا به علت خفگی و غرق شدن رخ میدهد.
مصرف افراطی الکل، مواد مخدر، مورفین، دارو و مصرف مواد روان گردان نیز باعث ایجاد کما میشود.
سکته مغزی که بعد از قطع خونرسانی به مغز به وجود می آید، می تواند منجر به کما شود.
عفونت‌های مغزی چون انسفالیت و مننژیت می توانند منجر به وارد آمدن صدمات مغزی یا کما شوند.
سمومی مانند دی اکسید کربن یا سرب میتواند باعث آسیب به مغز و کما شوند. تجمع سموم در بدن نیز گاهی به کما منجر می شود، این سموم همان مواد طبیعی موجود در بدن هستند که به خاطر یک بیماری، سیستم ایمنی بدن از دفع آن عاجز میشود و این مواد همچون سم عمل می کنند. مانند دی اکسید کربن ناشی از حمله های شدید آسمی، اوره ناشی از نارسایی کلیوی و یا آمونیاک که از بیماری های کبدی ناشی می شود.
صرع (تشنج مکرر) از این جهت که بین دو تشنج مداوم، مغز نمی تواند خود را بازسازی کند، میتواند عاملی برای بیهوشی طولانی مدت یا کما باشد.
بعد از مشخص شدن علت کما در صورت نیاز پزشکان با اقداماتی چون تنفس مصنوعی و انتقال خون از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری میکنند، و با توجه به علت، شیوه درمانی خاصی را برمی گزینند چند نمونه را بیان میکنیم.

در شوک دیابتی تزریق به موقع گلوکز میتواند فرد را به حالت طبیعی باز گرداند.
مصرف بیش از اندازه دارو، دکتر با تزریق داروهای خاص این مسمومیت را درمان میکند.
برای مقابله با کمای ناشی از عفونت، آنتی بیوتیک موثر است.
به منظورکاهش فشار ناشی از ورم مغز نیز عمل جراحی یا تزریق دارو تجویز میشود.
گاهی نیز درمان بیماریهای زمینه ای (مانند دیابت، بیماری کبدی و….) که باعث کما شده اند در دستور کار قرار می گیرد.
متاسفانه کما از آن دسته بیماریهایی است که در کنار درمان مشکلاتی همچون زخم بستر، عفونت های مثانه و.. گریبانگیر بیمار می شود و ممکن است در روند درمان موثر باشد.
تعیین سطح هوشیاری بیمار
همانطور که قبلا اشاره کردیم از مشخصه های بارز کما عدم هوشیاری است. اما تمام بیماران در یک سطح نیستند. هوشیاری بیماران با توجه به میزان پاسخ آنها به محرک‌های گوناگون درجه‌بندی میشود و به همان نسبت برای کما هم درجاتی در نظر میگیرند. کمای عمیق، نیمه کما و حالتی شبیه خواب آلودگی شدید ۳ حالت کما می باشند.
مقیاس ارزیابی سطح هوشیاری GCS نام دارد که به افراد از نظر سطح هوشیاری عددی بین ۳ تا ۱۵ تعلق می گیرد. روش ارزیابی سطح هوشیاری توسط این ابزار به این گونه است که، مجموع میزان پاسخی که بیمار به هر یک از محرکهای کلامی و چشمی حرکتی میدهد بیانگر سطح هوشیاری بیمار است. توانایی تحرک ۶ امتیاز، قدرت تکلم ۵ امتیاز و حرکت دادن چشمها ۴ امتیاز به حساب می آید.
به این ترتیب بیماری که در آزمون GCS عدد ۱۵ را بدست آورد، دارای سطح هوشیاری طبیعی است.
اما در حالت کما این عدد به ۳ تا ۵ تنزل پیدا میکند ( عدد ۳ یعنی بیمار از هرکدام از محرکها یک امتیاز دریافت کرده) و با توجه به نوع کما، شرایط بیمار، علت بروز کما و اقدامات درمانی انجام شده، این عدد متغیر است. فرد مرگ مغزی عددی کمتر از ۳ دارد که نشان از مرگ قطعی میباشد.

امیدوارم با مطالعه این مطلب به تفاوت های کما و مرگ مغزی پی برده باشید. در جدول زیر نیز این تفاوتها بیان شده است.

تفاوت مرگ مغزی با کما

 

منتظر نظرات خوب شما درباره این مطلب هستم………

>

3 ديدگاه

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.